تبليغاتX
با درود به خدای یگانه و روح پاک در گذشتگان این مرز و بوم و با هدف شناساندن گذشته میهنم ساخت این وبلاگ را شروع کردم چون معتقدم مردمی که گذشته خود را ندانند محکوم به تکرار آن هستند و از خدای یگانه و سپس از دوستان راستین درخواست کمک و یاری دارم.---میم شین ب--- (سرزمین مهر-سرزمین جاویدان)
شنبه 12 اردیبهشت1388 ساعت 13:4

به نام خدا

بالاخره بعد از مدتی که از اکران فیلم سینمایی اخراجی ها ۲ گذشت ما هم امکان زیارت این شاهکار آقای دهنمکی را پیدا کردیم.

نکته جالبی که در نظر اول توجه من را به خودش جلب کرد شلوغی صف بلیط بود، با اینکه یکماهی از اکران این فیلم در سینماها میگذره این ترافیک در صفوف واقعا در کمتر فیلمی دیده میشه.

حدود ۴۵ دقیقه در صف بودیم که صاحب بلیط شدیم.به محض ورود به سالن و نشستن روی صندلی یکی از اطفال که درست پشت مخ بنده بودند شروع به گریه کردند و امواج ساطع شده از حنجره این طفل که واقعا صداش به هیکلش نمی خورد به مغز سر ما برخورد مینمود ولی با این حال سعی کردم فکرم را روی ژرده سینما متمرکز کنم.

فیلم شروع شد و سروده ای روی ژرده نقش بست:

فیلم یعنی رنگ ظلمت روی بوم

سعی در تشویش اذهان عموم

بحث ما البته دوغ و ماست نیست

قصه این فیلم گرچه راست نیست

در زمانی دورتر از مادها

در نزاعی سخت با جلادها

عده ای رفتند حج حاجی شدند

عده ای ماندند و اخراجی شدند

باید اعتراف کنم سروده زیبایی بود و برای من خاطره انگیز خواهد بود.

به محض نمایش اولین سکانسهای فیلم و به توپ بستن بیمارستان صحرایی مجروحان توسط تانکهای عراقی صدای نعره های کوچولوی ژشت سر ما هم خوشبختانه قطع شد.

خلاصه فیلم تقریبا یه آش ترش و شیرین بود یه سکانس خنده دار و طنز و پشت سرش یه سکانس حزن انگیز، اما در کل جالب بود و ۱۵۰۰ تومان ژول بلیطمان را به آقای دهنمکی حلال کردیم و از سینما بیرون اومدیو.

در پایان هم باید به آقای ده نمکی تبریک بگم به خاطر استعدادشون و به خاطر شناخت احتیاج زندگی امروز ما ایرانیها یعنی شادی و خنده در ضمن من کاری به شایعات دست داشتن ایشون در سرکوبی دانشجویان در ماجرای کوی دانشگاه و غیره ندارم فقط از نظر استعدادی که ایشون در کسب بازار برای فیلم و تولید فیلمهایی که اکثر ایرانیها را برای دیدنش تحریک می کند،تحسین کردم.

نگارندهمیم-شین-ب | لینک ثابت | موضوع: هنر ایرانی 
سه شنبه 18 فروردین1388 ساعت 11:2

به نام خدا

در ایام عید منزل یکی از آشنایان جهت دیدار عید رفتیم که طبق معمول این دید بازدیدها بحث و گفتگوی خانوادگی و حال واحوالات عیدانه رسید به بحث سیاسی و گل ته سبد این بحثها جناب رییس جمهور مردمی آقای احمدی نژاد.

بحث خانوادگی جالبی پیش اومد و هرکس نظر خودش را میگفت و از زندان و بند 209 و چوب و چماق هم خبری نبود خلا صه هر چی از آزادی بیان در این جمع خانوادگی تعریف کنم کم تعریف کردم.

در این بین یکی از بزرگان فامیل که میزبان هم بود فرمودند که اصولا جناب احمدی نژاد کلا با این جشنهای سنتی و باستانی مخالفند ...در این بین بقیه خواستار دلیل آن شدند که این پیر فرزانه اینطور ادامه داد که یکی از دلایلی که وی به این نتیجه رسیده که احمدی نژاد کلا با شادی و خوشحالی مردم مخالف است این بوده که چند روزی پیش از فرا رسیدن سال نو و جشن نوروز تقریبا در تمام کشور و در یک طرح همگانی و ضربتی مقدار زیادی سیب زمینی پشندی یا به قیمت ارزان یا اینکه مجانی بین مردم همیشه در صحنه (صف) توزیع گردید.

در این هنگام همه از پیر فرزانه ما سوال کردند: خوب این چه ربطی به ضدیت احمدی نژاد با شادی مردم داره؟که پیر ما جواب داد که: خوب از قدیم الایام خوردن سیب زمینی عوارض زیادی به همراه داشته مانند سردی مزاج،رقیق شدن مدفوع،نفخ شکم و صداهای ناهنجار آن و غیره و جناب احمدی نژاد می خواسته با خوراندن سیب زمینی مجانی به ملت در ایام نوروز و دید و بازدیدها مردم را خانه نشین نگه دارد تا هم جلوی شادی را بگیرد هم رونقی به بازار  مخاطبان صدا و سیما بدهد و الحق که باید بگم خوب سیاستی داشته این کوتوله، ببخشید معجزه هزاره سوم.ولی غافل از اینکه دوای این سیب زمینی خوردن هم هزاران سال پیش اختراع شده و ان نبات است و در این هنگام پیر فرزانه ما دستی به استکان چای نباتش برد و همه با هم با خنده مشغول خوردن چای نبات شدیم.

ولی من از این گفتگو نتیجه گرفتم که واقعا مردم به این آقای احمدی نژاد بدبین شده اند، برای اینکه او هر کاری می کند که در دل مردم جا باز کند نتیجه عکس می دهد م مردم چیز دیگری برداشت می کنند.

در پایان هم تصویر مستندی که از حمدی نژاد در روز سیزده به در گرفته شده را برای شما می گذارم برای شادی و خنده هر چه بیشتر مردم ایران و دعا می کنم که خدا این احمدی نژاد را از ما نگیرد که بازار خنده ما حسابی کساد خواهد شد.

احمدی نژاد در سیزده به در

نگارندهمیم-شین-ب | لینک ثابت | موضوع: مسائل روز 
یکشنبه 11 اسفند1387 ساعت 9:29

 هرگز نخواب کوروش

دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد

بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد

 

کارون ز چشمه خشکید، البرز لب فروبست

حتی دل دماوند آتشفشان ندارد

 

دیو سیاه دربند، آسان رهید و بگریخت

رستم در این هیاهو گرز گران ندارد

 

روز وداع خورشید، زاینده رود خشکید

زیرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد

 

بر نام پارس دریا، نامی دگر نهادند

گویی که آرش ما تیر و کمان ندارد

 

دریای مازنی ها بر کام دیگران شد

نادر زخاک برخیز، میهن جوان ندارد

 

دارا کجای کاری؟، دزدان سرزمینت

بر بیستون نویسند،  دارا جهان ندارد

 

آییم به داد خواهی، فریادمان بلند است

اما چه سود، اینجا نوشین روان ندارد

 

سرخ و سپید و سبز است، این بیرق کیانی

اما صد آه و افسوس، شیر ژیان ندارد

 

کو آن حکیم توسی، شهنامه ای سراید

شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد

 

هرگز نخواب کوروش، ای مهر آریایی

بی نام تو وطن نیز نام و نشان ندارد

***

نگارندهمیم-شین-ب | لینک ثابت | موضوع: سروده ها 
شنبه 11 آبان1387 ساعت 13:48

 (( به نام خدا ))

سروده ایران من از محمد مختاری که آن را در سال ۱۳۶۲ در زندان اوین سروده است:

محمد مختاری یکی از کشته شدگان قتلهای زنجیره ای سال ۱۳۷۷ در زمان خاتمی است.برای اطلاعات بیشتر روی لینک زیر کلیک کنید:

---محمد مختاری در ویکی پدیا

محمد مختاری.

آرامگاه محمد مختاری.

ایران    من    سزای      پریشانیت    نبودم


خطی   جلی   به   صفحهء    پیشانیت    نبودم


آبی    زلال   در طلب   کام    تشنه    بودی


خاکی    سزای    بخشش    نیسانیت      نبودم


در   درد   خانه کردی و پروردیم به   دامن


جز   تیشه ای   به   خانه  ویرانیت    نبودم


خون خوردی ازعذاب و به شوقم ترانه خواندی


شایان    غمگساری    و   غمخوانیت    نبودم


گفتم   به   روز   واقعه   افروزمت   به   جانم


دردت   چنان   بسوخت   که درمانیت   نبودم


تابوت ها   به   سرخی چشمت    روانه   گشتند


تابوتی    از    برای      چراغانیت      نبودم

***

نگارندهمیم-شین-ب | لینک ثابت | موضوع: سروده ها 
سه شنبه 30 مهر1387 ساعت 8:30

(به نام خدا)

محمود وحشتی.

خواب دیدم قیامت شده است. هرقومی را داخل چاله‏ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ی ایرانیان. خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبیدا این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏اند؟» گفت:
«می‌دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.» خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند...» نپرسیده گفت:
گر کسی از ما، فیلش یاد هندوستان کند خود بهتر از هر نگهبانی لنگش کشیم و به تهِ چاله باز گردانیم.

نگارندهمیم-شین-ب | لینک ثابت | موضوع: داستانهای ایرانی 
یکشنبه 28 مهر1387 ساعت 9:30

به نام خداوند بخشنده مهربان

به گزارش خبرنگار امور مجلس خبرگزاري فارس، علي لاريجاني رئيس مجلس امروز پيش از ورود به دستور كار مجلس، درباره اختصاص 100 ميليون تومان به هر نماينده مجلس كه مورد بحث قرار گرفته بود، اظهار داشت: درباره اين مطالبي كه گفته شد، تاسف مي‌خورم كه بعضي از افراد عادت كردند نيمه خالي ليوان را ببيند و توجه نمي‌كنند كه اين نمايندگان محترمي كه اينجا حضور دارند خيلي از آنها از اين وجوه استفاده نكردند، چرا اين را نگفتيد براي رضاي خدا از اين وجوه استفاده نكردند؟
وي افزود: هيئت رئيسه مجلس موظف بود امكانات اوليه براي اسكان خانواده‌ اينها در تهران به وجود بياوريد، چرا اعتراض نكرديد به مجالس گذشته كه خانه سازماني براي نمايندگان تهيه نكردند؟ نمايندگان مجلس مثل بقيه دستگاه‌ها حق نداشتند خانه سازماني داشته باشند؟ چون خانه سازماني‌ نداشتند يك وجهي به آنها داده شده كه خانه‌اي اجاره كنند، اين اينقدر توهين داشت؟ اين هم وام بوده است. اگر شماها قبلا خانه داشتيد يا وام گرفته بوديد، خوب استفاده نمي‌كرديد، مثل بعضي‌ها كه استفاده نكردند؛ چرا مساله غلط در كشور مطرح مي‌كنيد؟ ما مصمم هستيم در اين مجلس خانه سازماني براي نمايندگان ايجاد كنيم كه اين مشكلات خاتمه پيدا كند.
در اين بخش، تعداد قابل توجهي از نمايندگان يكصدا با گفتن "احسنت، احسنت" سخنان لاريجاني را تاييد مي كردند.
لاريجاني ادامه داد: من تاسف مي‌خورم سر اينكه يك خيار يا يك سيب يك نماينده‌اي در حين جلسه كميسيون داده شد، وقت مجلس گرفته مي‌شود. آيا اين حيثيت مي‌گذارد براي كشور؟ اين حرف‌زدن‌ها درست است؟ شما در منزلتان خيار و اينها ميل نمي‌كنيد؟
-----------------------------------------------------------------------

آری...

 100 میلیون تومان جدای از آنچه که در خفا به یغما می رود،هبه نمایندگان به خویشتن خویش می شود.

علی لاریجانی.
آقای لاریجانی رئیس وکلا پاسخ دهد که آیا این نمایندگانی که وی آنها را فقیرترین قشر دولتیان می داند، آیا فرزندانشان یک شب گرسنگی را تجربه نموده اند؟
آیا این نمایندگان یک شب را در استرس پرداخت اجاره منزل و تامین خورد و خوارک و پوشاک خانواده خود بوده اند؟
آیا این نمایندگان فقیر یک روز را با اتوبوس های فرسوده ی خط واحد بعد از چند ساعت کشمکش و بدبختی به محل کار خود پا گذاشته اند؟
به شرف ملی ام سوگند که این آقایان حتا قیمت نان و گوجه فرنگی را نمی دانند ، که امروز دیگر گوجه فرنگی نیز خوراک اشرافی است فقرا یا ملت همیشه در صحنه که نان مرغوب نیز بدست شان نمی رسد ،گوجه پوسیده که جای خود دارد.
و وای بر ما ملت ایران ، نمایندگانی که می بایست ازآنان ندای دفاع از حق و حقوق ملت شنیده شود از افشا شدن دریافت چنین مبلغی بانگشان به آسمان بلند شده که ای داد و بیداد چرا این مورد را رسانه ای نموده اید !که مبادا دشمنان اسلام و مسلمین سوء استفاده کنند که استکبار جهانی بی گمان در پس این توطئه !است.
تا ولی نعمتان مردم راتخریب نموده و کشور را دچار بحران و تشویش اذهان عمومی نمایند.
بله همانند توطئه دادن مدرک جعلی به وزیر محترم و مکتبی و ارزشی کشورجناب دکتر؟!کردان.
چه بگوییم جز اینکه این ملت واقعا آن قدر نجیب و هستند که این همه سکوتشان در برابر چپاولگران تعجب عالم و آدم را بر انگیخته است!

نگارندهمیم-شین-ب | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه 22 مهر1387 ساعت 11:15

به نام خداوند یکتا

کدامیک نماد ایران است؟

برج میلاد (تهران).

میدان آزادی (تهران).

به نظر شما برج میلاد با این همه تجملات و هزینه ها فقط برای این ساخته نشده که در برابر میدان آزادی قد علم کرده باشه و خاطرات اون را محو کنه، و اکنون به صورت مظلومانه ای در گوشه ای از تهران رها شده.

به نظر من ما برای به دست آوردن چیزهای جدید داریم چیزهایی را که در گذشته بدست آورده ایم را از دست می دهیم.مثلا برای انرژی هسته ای از حق خودمان در دریای خزر گذشته ایم

قبلا در تیزرهای تلویزیونی میدان آزادی نماد تهران و حتی ایران بود ولی الان در تمام برنامه ها و تیزرها و تبلیغات سعی در جایگزین کردن برج میلاد به جای میدان آزادی می کنند

...ولی با این همه باید بگم میدون شهیاد یه چیز دیگس...همین!!!

نگارندهمیم-شین-ب | لینک ثابت | موضوع: مسائل روز 
شنبه 20 مهر1387 ساعت 9:14
 

car_2008_07octb.jpg

تصویر بالا کاریکاتوری است در مورد ارائه دادن استعفا از طرف (دکتر) کردان.

چند روزی است که شایعه ای در محافل خبری و سیاسی مبنی بر استعفای آقای کردان مطرح شده و این در حالی است که در روزهای اخیر خبر گذاریها و افراد منتقد دولت، انتقاد و گله و شکایت خود را از دولت در مورد جعلی بودن مدرک دکترای آقای کردان از دانشگاه آکسفورد و در طی آن بی اعتنایی دولت به این انتقادها و نتیجه تحقیقات وزارت علوم در مورد مدرک آکسفورد ایشان که به جعلی بودن ان رسمیت بخشید، دو چندان کرده بودند و بی پاسخ ماندن این انتقادها را توهین به شعور ملت ایران دانستند.

 

نگارندهمیم-شین-ب | لینک ثابت | موضوع: مسائل روز 
پنجشنبه 18 مهر1387 ساعت 11:3

ایران خودرو، خودرو زنانه می سازد!!!

 

car_2008_09octb.jpg

بعضی از خصوصیات این خودرو:

- امکان چراغ زدن ندارد.

- دنده عقب دارد اما استفاده از آن حرام است.

- زنانی که بدون محرم سوارش بشوند، روشن نمی‏شود.

- هر رنگی که باشد بوق که بزند مثل لبو قرمز می‏شود.

- به جای باربند یک روسری برزنتی دارد.

- باک بنزینش نصف باک بنزین خودروهای مردانه است.

- چهارتا از آن خود روها، اندازه‏ی یک خودروی مردانه است.

- اگر نامحرم سوار آن بشود هوار می‏کشد.

- اگر شوهر شصتش را در داشپورت فرو نکند زن نمی‏تواند کودک یا کودکانش را سوار کند.

- بدون مقنعه روشن نمی‏شود.

و دهها امکان شرعی دیگر که از حوصله من و شما خارج است.

نگارندهمیم-شین-ب | لینک ثابت | موضوع: مسائل روز 
سه شنبه 16 مهر1387 ساعت 10:28

به نام خداوند بخشنده مهربان

اینجا شهر هرت است.

 

شهر هرت جایی است که رنگهای رنگین کمان مکروهند و رنگ سیاه مستحب

شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همديگه رو مي شناسن

شهر هرت جايي است که همه بَدَند مگر اينکه خلافش ثابت بشه

شهر هرت جايي است که دوست بعد از شنيدن حرفات بهت مي گه:‌ دوباره لاف زدي؟؟

شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند

شهر هرت جايي است که درختا علل اصلي ترافيک اند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت تر برانند

شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان کنند

شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند

شهر هرت جايي است که همه با هم مساويند و بعضي ها مساوي تر

شهر هرت جايي است که براي مريض شدن و پيش دکتر رفتن حتماْ بايد پارتي داشت

شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده چند چادر برپا کرد

شهر هرت جايي است که خنده عقل را زائل مي کند

شهر هرت جايي است که زن بايد گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش مي گن مرواريد در صدف

شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسيشونو در بيارن

شهر هرت جايي است که 33 بچه کشته مي شن و ماموراي امنيت شهر مي گن: به ما چه. مادر پدرا مي خواستند مواظب بچه هاشون باشند

شهر هرت جاييه که نصف مردمش زير خط فقرن اما سريالاي تلويزيونيشو توي کاخها مي سازن

شهر هرت جايي است که 2 سال بايد بري سربازي تا بليط پاره کردن ياد بگيري

شهر هرت جاييه که موسيقي حرام است حرام

شهر هرت جايي است که همه با هم خواهر برادرن اما اين برادرا، خواهرا رو که نگاه مي کنن ياد تختخواب مي افتن

شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکومه

شهر هرت جايي است که وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه

شهر هرت جايي است که هرگز آنچه را بلدي نبايد به ديگري بياموزي

شهر هرت جايي است که همه شغلها پست و بي ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار

شهر هرت جايي است که وقتي مي ري مدرسه کيفتو مي گردن مبادا آينه داشته باشي

شهر هرت جايي است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است

شهر هرت جايي است که توي فرودگاه برادر و پدرتو مي توني ببوسي اما همسرت را نه

شهر هرت جايي است که وقتي از دختر مي پرسن مي خواي با اين آقا زندگي کني مي گه:نمي دونم

هر چي بابام بگه

شهر هرت جايي است که وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر رو دعوت مي کني و شام مي دي تا برن

و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن

شهر هرت جايي است که هرگز نمي شه تو پشت بومش رفت مگر اينکه از يک طرفش بيفتي

شهر هرت جایی است که برای یه بوق زدن ممکنه به زیارت عزراییل نایل بشی

شهر هرت جایی است که اگه به کسی خوبی کردی نباید انتظار جبران داشته باشی

 شهر هرت جايي است که .......

 خدايا اين شهر چقدر به نظرم آشناست !!!!!!

نگارندهمیم-شین-ب | لینک ثابت | موضوع: مسائل روز