ایران در انتظار ذوالاکتافی دیگر
اعرابی ذوالاکتاف کردش لقب ***چو از مهره بگشاد کتف عرب
|
|
|
|
شاپور دوم (۳۰۹-۳۷۹ میلادی)، یا «شاپور ذوالاکتاف (شانه سنب)» ،از شاهان دودمان ساسانی بود.
او پسر هرمز دوم بود. او را در کودکی و پس از بر کناری برادرش آذرنرسه بر تخت نشاندند. داستانی درباره او هست که میگویند درباریان زمانی که مادرش وی را باردار بود بر زهدان مادر تاج شاهی نهادند و او پیش از زایش شاه شده بود.
در زمان کودکی او عربها به مرزهای ایران تاختند و تاراج و خونریزی بسیار به راه انداختند. هنگامی که شاپور به جوانی رسید و خردسالی را پشت سر گذارد از تازیان انتقام سختی گرفت. او سزای کارهای عربها را با سوراخ کردن شانههایشان میداد از این رو بدو لقب شانه سُنب یا ذوالاکتاف دادند. برای نخستین بار به دستور او قبیلهای عرب به نام بنیحنظله را به خوزستان کوچاندند تا آسانتر ایشان را کنترل کنند. پیش از این در خوزستان عربی زندگی نمیکرد.
همچنین در زمان او هونها یا خیونها به ایران دستاندازی کردند که شاپور آنان را نیز تاراند.
همچنین وی در سال ۳۵۹ به جنگ با رومیان پرداخت و شهر «آمد» (دیاربکر کنونی) را گشود. امپراتور یولیانوس نیز در سال ۳۶۳ به ایران لشکر کشید ولی خودش کشته شد و سپاهش نیز از میان رفت. از این رو روم به ناچار با ایران از در صلح درآمد و سوریه را به ایران واگذار کرد.
شاپور همچنین ارمنستان را باز پس گرفت. در زمان او مسیحیان آزارانده شدند. شاپور در دنباله کامیابیهایش همچنین توانست نیروی موبدان زرتشتی را نیز محدود کند.
از شاپور دوم سنگنوشتههایی در تاق بستان به یادگار ماندهاست.
به راستی هم اکنون ایران در انتظار ذوالاکتافی دیگر است که جواب دندان شکنی به اعراب بدهد که به قول فردوسی آرزوی تاج و تخت کیانی می کند:
زشیر شتر خوردن وسوسمار
عرب را به جایی رسیده است کار
که تاج کیانی، کند آرزو
تفو، بر تو ای چرخ گردون، تفو
پرچم باستانی ایرانیان(درفش کاویان).
هخامنشیان و درفش
|
|
زنجیره شاهان آریایی بر امپراتوری ایران بزرگ فرمان راندند. سواران پیشاپیش می تاختند و سپس بار و بنه و سپس پیادگان می آمدند. کورش در پیش سواران میرفت. هر دسته از شپاه پرچمی داشت. پرچم کورش عبارت بود از پیکره شهابی (عقابی) با بالهای باز که بر روی نیزه ای بلند نصب کرده اند. نشان از این است که بر روی پارچه ای نقش نبسته است. شهباز نشان توانمندی و بلند پروازی و تیز بینی بوده و در بیشتر برگه ها و سنگ نبشته ها دیده میشود. درفش کاویان آنان آْنگونه که از برگه ها بر میاید مستطیل بوده که بر چهار سه گوشه تقسیم شده بود.
ساسانیان و درفش کاویان

درفش کاویانی، درفش کاویان، درفش کابیان، درفش کافیان، درفش کاوان، اختر کاویانی، علم فریدون، درفش معروف ایران از عهد قدیم تا پایان ساسانیان که به گفتهء مورخین هزار هزار (یک میلیون) سکهء طلا ارزش داشته است.
نخستین اشاره در تاریخ اساطیر ایران به وجود پرچم، به قیام کاوه آهنگر علیه ظلم و ستم آژی دهاگ (ضحاک) بر میگردد. در آن هنگام کاوه برای آن که مردم را علیه ضحاک بشوراند، پیش بند چرمی خود را بر سر چوبی کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شدند. سپس کاخ فرمانروای خونخوار را در هم کوبید و فریدون را بر تخت شاهی نشانید

فریدون نیز پس از آن فرمان داد تا پاره چرم پیش بند کاوه را با دیباهای زرد و سرخ و بنفش آراستند و دُر و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهی خواند و بدین سان درفش کاویان پدید آمد.
محمد بن جریر طبری در کتاب تاریخ خود به نام الامم یران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانهای ویژه بر روی آن وجود داشته باشد. درفش کاویان صرفاً افسانه نبوده و به استناد تاریخ تا پیش از حمله اعراب به ایران، بویژه در زمان ساسانیان و هخامنشیان پرچم ملی و نظامی ایران را درفش کاویان میگفتند.و الملوک مینویسد: درفش کاویان از پوست پلنگ درست شده، به درازای دوازده ارش که اگر هر ارش را که فاصله بین نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است ۶۰ سانتی متر به حساب آوریم، تقریباٌ پنج متر عرض و هفت متر طول میشود.
در نبردی که میان تازیان و ایرانیان در نزدیکی نهاوند رخ داد سپاه ایران شکست خورد و تازیان به درفش کاویان ساسانیان دست یافتند و به همراه فرش بهارستان نزد عمر فرزند خطاب بردند که از گوهر های بسیار پرچم شگفت زده شد و گنگ ماند سپس از علی ابن ابی طالب مشاور جنگیش کمک خواست علی نیز دستور داد فرش را تکه تکه کنند و پرچم را سوزانند و گهر های آنرا تقسیم کنند .
(به روایت اکثر کتب تاریخی، درفش کاویان زمان ساسانیان از پوست شیر یا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوری بر روی آن باشد. هر پادشاهی که به قدرت میرسید تعدادی جواهر بر آن میافزود. به هنگام حمله اعراب به ایران، در جنگی که در اطراف شهر نهاوند در گرفت درفش کاویان به دست آنان افتاد و چون آن را همراه با فرش مشهور «بهارستان» نزد عمر بن الخطاب خلیفه مسلمانان، بردند وی از بسیاری گوهرها، دُرها و جواهراتی که به درفش آویخته شده بود دچار شگفتی شد و به نوشته فضل الله حسینی قزوینی در کتاب المعجم: « امیر المومنین سپس بفرمود تا آن گوهرها را برداشتند).
نگارگری ایرانی
|
|
|
نگارگری ایرانی که به اشتباه مینیاتور نیز خوانده میشود شامل آثاری از دورههای مختلف تاریخ اسلامی ایران است که بیشتر به صورت مصورسازی کتب ادبی(ورقه و گلشاه٬کلیله و دمنه٬سمک عیار و...)٬علمی و فنی(التریاق٬الادویه المفرده٬الاغانی و...)٬تاریخی(جامع التواریخ و...) و همچنین برخی کتب مذهبی همچون خاوران نامه میباشد.
پیشینه
اولین آثاری که بتوان نام نقاشی بر آنها نهاد در غار دوشه لرستان و با حدود هشت تا دههزار سال قدمت به دست آمده٬ و در دوره تاریخی آنچه را که بتوان نقاشی نامید در دیوارنگاریهای اشکانی و ساسانی میتوان دید ٬با ورود اسلام به ایران این کشور تا مدتها به دست امویان و عباسیان اداره شد و از آن پس با روی کار آمدن سلسلههای ایرانی سامانیان٬غزنویان و آل بویه استقلال از دست رفته ایرانیان تا حدودی به آنها بازگشت.
از این پس زمینه برای احیای هنر و فرهنگ ایرانی فراهم شد و هنر ایرانی در خدمت اسلام درآمد٬ عمده آثار به دستآمده در این دوران شامل مصور سازی کتب می باشد و کمتر شامل نقاشی دیواری کاخهاست.
همچنین عنوان میشود که مسلمین در حین ترجمه آثار یونانی و بیزانسی تصاویر این کتب را نیز کپی برداری کردهاند.
مکاتب
به منظور درک و توضیح بهتر تأثیر و تأثرات نگارگری ایرانی آن را در دورههای مختلف حکومتی سلسلههای ایرانی و یا پایتختهای همین حکومتها٬همچون مکتب سلجوقی٬عباسی٬شیراز یا برای مثال هرات دسته بندی میکنند.
ایران در سال 2020 میلادی !!!

تصویر بالا نمونه ای از جدید ترین ایران ستیزی دشمنان این مرز وبوم است که در یک سایت دولتی آمریکا منتشر شده و در آن تصویر جغرافیایی ایران در ۲۰۰۰ سال پیش که بزرگترین و قدرتمندترین امپراطوری جهان بوده و تصویر جغرافیایی ایران در زمان حال و در آخر هم تصویر جغرافیایی ایران را در سال ۲۰۲۰ میلادی نشان داده که کشور عزیزمان ایران در آن تبدیل به کشوری کوچک و محدود شده که بخشهایی همچون کردستان آذربایجان بلوچستان و خوزستان از آن جدا شده اند.
تصویر بالا نشان دهنده اوج کینه توزی و عقده گشایی دشمنان ایران زمین یعنی غربیان و عربها را می رساند و تمام آرزو و خواسته مشترکشان در رسیدن به هدف بالا خلاصه می شود.
به راستی ما نیز با نگاه کردن به تصویر بالا در می یابیم که با میراث به جا مانده از گذشتمانمان چه کرده ایم؟ ... عظمت ایران در زمان کوروش را نگاه کنید و سپس به ایران امروزی بنگرید که چگونه مظلوم اما صبور در گوشه نقشه جغرافیایی جهان خودنمایی می کند ... به راستی ما با میراث پدرانمان چه کرده ایم؟ ... ما با عظمت و شکوهی که پدرانمان و گذشتگان شایسته مان به ایران و ایرانی هدیه کردند چه کرده ایم؟ ... آیا حقیقت جز این است که حرمت ایران و ایرانی در نقطه نقطه دنیا روز به روز شکسته تر میشود؟ ... و هر روز هم به نوعی و شکلی جدیدتر برای آن دسیسه می چینند.
پس ای هموطن ای ایرانی دست به دست یکدیگر بدهیم و اختلافات قومی-فرهنگی-زبانی-نژادی و غیره... را کنار بگذاریم و در حفظ باقیمانده میراث به یادگار گذاشته پدرانمان کوشا باشیم و بدانیم زمانی فرا خواهد رسید که فرزندان و نسلهای ما در مورد ما خواهند اندیشید ... همانگونه که ما اکنون به داریوش سوم هخامنشی...به یزدگرد سوم...به سلطان محمد خوارزمشاه...به شاه سلطان حسین صفوی...به دوران سرتاسر سیاه قاجار...وبه ... میاندیشیم.
با سپاس---میم شین ب---
الماس کوه نور
کوه نور زوج الماس معروف دریای نور است و هر دو از قدیمی ترین جواهرات شناخته شده جهان می باشند که توسط نادر شاه در جنگ با هند به دست آمده اند. کوه نور پس از مرگ نادرشاه توسط احمدشاه درانی به افغانستان منتقل و سپس به شاه شجاع رسید. پس از شکست شاه شجاع از سردار هندی ملقب به شیر پنجاب، الماس مزبور توسط سردار نامبرده به هند عودت شد و بعدها به دست کمپانی هند شرقی بریتانیا افتاد و از آن طریق به ملکه ویکتوریا هدیه شد و اکنون در تاج ملکه انگلستان نصب می باشد.
نادر شاه افشار
|
|
|
سلطنت نادر
نادر شاه افشار در سال ۱۶۸۸ در ایل افشار در کبهان ایران به دنیا آمد. اَفشار یا اوشار یکی از ایلهای بزرگی است که در زمان شاه اسماعیل صفوی همراه با شش ایل بزرگ از آناتولی عثمانی به ایران آمدند و پایههای سلسله صفوی را بنیاد گذاردند.این ایل به دو شعبه بزرگ تقسیم میشد: یکی قاسملو و دیگری ارخلو یا قرخلو؛ نادر شاه افشار از شعبه اخیر بود. طایفه قرخلو را شاه اسماعیل از آذربایجان به خراسان کوچاند و در شمال آن سرزمین، در نواحی ابیورد و دره گز و باخرز تا حدود مرو مسکن داد؛ تا در برابر ازبکان و ترکمانان مهاجم سدی باشند. تعداد بسیاری از این ایلها در زمان شاه عباس اول در ایل شاهسون ادغام گشتند.
![]()

ادامه مطلب
راز شمشیرهای ایرانی در آلمان گشوده شد
|
|
|
مؤسسه بین المللی شمشیر آلمان پس از سال ها پژوهش، موفق شد تركیب آلیاژی را كه در ساخت شمشیرهای جوهردار ایرانی به كار می رفت، رمزگشایی كند. شمشیرهای جوهردار، گونه ای از انواع شمشیرهای ایرانی هستند كه فلز مورد نیاز تیغه آنها از زمان های بسیار دور توسط شیمیدانهای زبردست ایرانی ساخته می شد و در اختیار آهنگران و فلزكاران ایرانی قرار می گرفت. منوچهر مشتاق، كارشناس ایرانی مؤسسه بین المللی شمشیر، دستیابی به راز ساخت شمشیرهای جوهردار ایرانی را حاصل پژوهشی بلند مدت در این زمینه می داند و می گوید:"شیمیدان های ایرانی و هندی تعدادی بوته چینی را با آهن زنگ زده می انباشتند، آن را با چدن تركیب می كردند، عنصر كربن و عصاره یك سری گیاهان كوهی را به آن می افزودند. بوته های آماده شده را داخل كوره های زیرزمینی مملو از زغال می گذاشتند و روی كوره را با درپوشی آهنی می بستند. برای جلوگیری از ورود و خروج هوا به درون كوره، اطراف درپوش آهنی با گل مسدود می شد.
بوته ها 48 تا 72 ساعت در كوره می ماند و كیمیاگران با گوش سپردن به صدای قل قل مایع تركیبی داخل بوته ها، زمان باز كردن كوره را مشخص می كردند. پس از اولین گشایش در كوره مقدار مشخصی نقره به هر ظرف اضافه می شد و بوته ها مجدداً داخل كوره قرار می گرفت. كیمیاگران 12 الی 24 ساعت بعد به سراغ ظرف ها می رفتند. با سپری شدن 4 تا 5 روز بوته ها به آرامی خنك می شد؛ زیرا سرد شدن یكباره آنها به ایجاد ترك در فولاد به دست آمده می انجامید. در نهایت آهنگران اصفهانی بوته ها را می شكافتند، مرغوبیت آنها را با زاج آزمایش می كردند و پس از اطمینان، آلیاژ موجود در هر بوته به یك شمشیر بدل می شد." نمونه هایی از شمشیرهای جوهردار در موزه های كشور از جمله موزه نظامی، موزه صاحبقرانیه و كاخ گلستان نگهداری می شود. شمشیر منتسب به شاه عباس كه در كاخ صاحبقرانیه وجود دارد یكی از انواع شمشیرهای جوهر دار است.
آتوسا زن آسمانی و زمینی ایران قدیم

آتوسا دختر کورش و همسر دو پادشاه هخامنشی کمبوجیه و داریوش و مادر خشایار شاه برجسته ترین زن در تاریخ ایران قدیم است.
ادامه مطلب
بابک خرمدین


پدر بابك روغن فروشي از مردم مداين بود و چون به آيين مزدكي گراييده بود، از بيم جان به آذرآبادگان گريخت . در آنجا ، در روستاي " بلال آباد " همسر حامله اش، فرزندي بدنيا آورد كه " پاپك" نام گرفت. تازيان او را " بابك" گفتندي چنانكه " شاپور " را " شابور".
او بــاره ئ هــمـــت ز ســر ابــر جــهانيد
دشمن بوحل مانده همه بار و ستورش
او راه فنا رفت به چـــشـــمان گشــــاده
زد خنده به خصم وطــن و باطــن كورش
لرزيـد دل خـــصم چو در مســـلخ تــازي
بشنـــيد غريــو سخن پر شر و شورش
ادامه مطلب
گارد جاویدان

معماری و نقش برجسته های تخت جمشید شاید منحصر به فردترین یادگارهای گذشته ایرانیان کهن هستند که طی سال های زیاد در دشت شهر پارسیان همچنان برجای مانده اند. نقش سربازان جاویدان تخت جمشید مشهورترین نقوش تخت جمشید هستند که در جاجای این مجموعه به ویژه پلکان شرقی به چشم می خورد. در یکی از دیواره های شرقی کاخ آپادانا دسته ای از این سربازان با آرایش کامل در کنار هم صف کشیده اند. اما این سربازان چه کسانی بودند.
ادامه مطلب
|
|
|
ایرانیان در گذشته به زیارت خانهی خدا در مکه میرفتند و بدور آن طواف می کردند.
چون هنگامی که ساسان نیای اردشیر بابکان به آنجا میرفته بر چاه اسماعیل نیز زمزمه میکرده است و ایرانیان دیگر نیز چنین میکرده اند، به همین سبب آن چاه را زمزم نامیدهاند.
مسعودی شعری را هم که در قدیمالزمان شاعری در این زمینه سروده است نقل میکند:
زمزمت الفرس علی زمزم
و ذاک فی سالفها الاقدام
مسعودی سپس میافزاید که: ایرانیان در گذشته اموال و جواهر هم به کعبه پیشکش میداده اند؛ و ساسان ابن بابک دو آهوی زرین و مقداری جواهر، چند شمشیر و طلای بسیار به کعبه هدیه کرده بود که آنها را در چاه زمزم دفن کرده بودند.
داریوش کبیردر کتیبه های بیستون چه می گوید ؟
داريوش در نبشته هاي خود، در اغاز به ستايش اهورامزدا،خداي يگانه که او به سويش رفته مي پردازد و سپس خود را مي نمايد و مي گويد که چه انجام داده و چگونه کسي بوده و پس از آن روش فرمانروايي خود را مي نمايد، گويي داريوش اين نبشته را براي روزگاري نوشته که همه چيز در ژرفاي فراموشي رفته و با اين نوشته مي خواهد بگويد که روزگاري در اين کشور بستوده، کسي همچون او فرمان مي رانده است:

ادامه مطلب
محمد مصدق
|
| |
وی همچنین به عنوان معمار ملی شدن صنعت نفت ایران که زیر نفوذ بریتانیا (شرکت نفت ایران و انگلیس بعدها بریتیش پترولیوم بی پی) بود شناخته میشود.
ادامه مطلب
آبگیری سد سیوند و تهدیدات آن برای محوطه باستانی پاسارگاد.


در 14 سال گذشته سدی بسته اند بر تلاقی گاه دو رودخانه در دهکده ای به نام «سیوند» که بر کناره ی «تنگه بلاغی» در استان فارس (100 کیلومتری شیراز) قرار دارد.
تنگه ها معمولا در جايی قرار می گیرند که دو رشته کوه ابتدا بهم نزدیک شده و سپس از هم دور می شوند. از این دور و نزدیک شدن چیزی بوجود می آید مثل ساعت شنی.
در قسمت های بالا و پائین اش دو دره وسیع قرار می گیرند که «دشت» خوانده می شوند و کمرگاه ساعت شنی همانی است که «تنگه» نام دارد.
در استان فارس و در دل رشته کوه های زاگرس هم چنين وضعيتی وجود دارد. در شمال تنگه بلاغی، دشت مرغاب را داریم که پاسارگاد (شامل آرامگاه کوروش کبیر و تخت رستم که مقبره شاهان هخامنشی از داریوش کبیر به بعد است) در آن قرار دارد؛
و در جنوب این تنگه و رشته کوه هم «مرودشت» قرار دارد که تخت جمشید را در برگرفته و تا شیراز گسترده است.
جاده ای که پاسارگاد را به تخت جمشید وصل می کند 50 کیلومتر طول دارد و از دهکده «سیوند» می گذرد.
بدینسان، آرامگاه کوروش در 12 کیلومتری سد جدید قرار دارد و تخت جمشید در 38 کیلومتری آن. دریاچه ای که قرار است پشت سد سیوند بوجود آید رو به دشت پاسارگاد داشته و با توجه به میزان آب فعلی دو رودخانه، تا 8 کیلومتر شعاع دارد.
معنای این سخن آن است که دریاچه ی این سد دایره ای به وسعت 200 کیلومتر را به زیر آب می برد و ...
حمله مغول به ایران از دید دیگران.

ادوارد تلر در خاطراتش در مورد حمله چنگیزخان مغول به ایران دوره خوارزمشاهی می نویسد:
«یک نمونه مهم در تاریخ، جنگهای چنگیزخان مغول، و بویژه تخریب سرزمین
های پارسی است. بیش از نصف جمعیت سرزمین تسخیر شده نابود گردید، و
پارس، که همان ایران امروزیست، هرگز جلال و ابهت پیشین خود را دیگر باز
نیافت.»
حمله چنگیزخان مغول چنان دهشتناک و بیرحمانه بود که خیابانهای نیشابور «که مهد علم و دانش
و نوآوری آن زمان بود، تبدیل به جویبارهای خون گردید، و از سران مردان و زنان و کودکان
هرم هایی ساخته شد، و حتی به سگ ها و گربه های شهر نیز رحم نکردند.» از اینروست که
تاریخ نگار دیگری می نویسد:
«شکی نیست که نابودی و ویرانی که در حین خیزش دولت مغول در ایران
بوقوع پیوست، و قتل عام وسیعی که در آن زمان رخ داد، در هزار سال هم ترمیم
نخواهد گشت، حتی اگر فاجعه دیگری نیز بوقوع نپیوندد.»
شاید هزار سال به طول نیانجامید. اما در اواسط قرن بیستم بود که جمعیت نیشابور به سطح
دوران پیش از حمله مغول بازگشت.
داستان هدهد
روزی سپاهیان حضرت سلیمان از جمله پرندگان نیز که در گروه سپاهیان آن پیامبر قرارداشتند با سلیمان ملاقات کردند و مجلس با شکوهی در محضر او به پا نمودند. همهی آنها با کمال ادب همدلی و همزبان در خدمت او توقف نمودند و هرنوع پرندهای هنر و دانش خود را برای سلیمان بازگو نمود تا این که نوبت به هدهد (شانه بسر) رسید و خطاب به سلیمان گفت :
«من دارای یک هنر میباشم و این هنر را که بسیار ناچیز هم میباشد برایتان بیان میکنم زیرا که زبان درازی نزد بزرگان، موجب ملال خاطر است.»
سلیمان به هدهد اجازه سخن گفتن داد. هدهد گفت : «من وقتی که در اوج آسمان هستم آب در قعر زمین را با چشم تیزبین خود مشاهده میکنم که در کجای زمین است و رنگش چیست. آیا از دل خاک میجوشد یا از دل سنگ. بنابراین بجاست که مرا در لشگر خود منصبی عطا کنی تا در سفر به بیابانها هرگاه در تنگنای بی آبی قرار گرفتید مرکز آب را به شما نشان دهم.»
سلیمان پیشنهاد او را پذیرفت و از خواست که در بیابانهای بی آب، یار و همکار صمیمی سپاهیان شود :
تا بیابی بهر لشکر آب را در سفر سقا شوی اصحاب را
باش همراه من اندر روز و شب تا نبیند از عطش، لشکر تعب
از آن پس هدهد به عنوان نشان دهندهی آب مامور نظامی سپاه سلیمان گردید.
کلاغ وقتی که از مقام هدهد با خبر شد، بر او حسد ورزید و نزد سلیمان رفت و گفت :«هدهد در حضور شما بیادبی کرده است. او ادعای دروغین نموده زیرا اگر راست میگوید که آب رادر زیر زمین مشاهده میکند، پس چرا زیر مشتی خاک، دامی را که نهادهاند نمینگرد و به دام میافتد، و در قفس زندانی میشود ؟!»
سلیمان به هدهد گفت : «چرا از روی غرور و لاف و گزاف با من سخن گفتهای و دروغگویی نمودهای؟!»
هدهد گفت: «سخن دشمن را در مورد من نپذیر ! اگر ادعای من نادرست است و به راستی دریافتی که دروغگو هستم سرم را از بدنم جدا کن.»
بنابراین سخن کلاغ را که از روی انکار و عناد است مشنو :
در تو تا کافی بود از کافران جای گند و شهوتی چون کاف ران
من در همان اوج پرواز با چشم هوش دام را مینگرم مگر اینکه قضا و قدر پرده بر چشم هوش بیفکند :
من ببینم دام را اندر هوا گر نپوشند عقلم را قضا
چون قضا آید شود دانش بهخواب مه سیه گردد بگیرد آفتاب
پیشگویی شاه نعمت الله ولی در مورد آینده ایران
_files/image013.jpg)
پیشگویی شاه نعمت الله ولی
قدرت کردگار می بینم*** حالت روزگار می بینم
از نجوم این سخن نمی گویم***بلکه از کردگار می بینم
ازسلاطین گردش دوران***یک به یک را سوار می بینم
از بزرگی ورفعت ایشان***صفوی برقرارمی بینم
آخرپادشاهی صفوی***یک حسینی به کار می بینم
ادامه مطلب
شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی از جمله شعرای معروف تصوف|متصوفهٔ ایران یکی نیز سید نور الدین شاه نعمت الله ولی ماهانی کرمانی است که بقول اسد الدین نصر الله در روز پنجشنبه بیست دوم رجب سنه 730 هجری در قصبهٔ کوه بنان کرمان تولد یافته، لینم امیر خلیل الله نوه انجانت تولد جد خود را در روز دوشنبه چهاردهم ربیع الاول 731 دانسته است . بر اساس برخی منابع دیگر سید نورالدین نعمت الله كرمانی، مشهور به شاه نعمت الله ولی، در سال 731/1331 از پدری عرب و مادری ایرانی در حلب به دنیا آمده شده بوده.
ادامه مطلب
فيلم 50 ميليون پوندي، كوروش، توسط شركت جديدالتاسيس چاياها توليد ميشود.
تهيهكنندگان اين فيلم اميدوارند كه اين فيلم بتواند پيامهاي هاليوودي در مورد صلح و نيكخواهي را در سرتاسر جهان بگستراند. فيلمنامه اين فيلم براساس زندگي استثنايي كوروش كبير نگاشته شده است. كوروش كبير كه بين سالهاي 529 تا 580 پيش از ميلاد ميزيسته است كه بنيانگذار سلسله هخامنشي در امپراتوري ايران است.
ادامه مطلب
|
دومین کتیبه صخرهای به خط هندسی ایرانی، کشف شد
دومین کتیبه ی صخرهای ایرانی با قدمت بیش از 5 هزار سال به خط هندسی در«تپه كفترلو»ی شهریار كشف شد. این کتیبه پس از کتیبه «کن چرمی» که سال گذشته در شمال کردستان به دست آمده بود، دومین کتیبه ی صخرهای ایرانی به خط هندسی است که کارشناسان قدمت آن را بر اساس مهرهای گلی شوش و کتیبههای جیرفت که دارای همین خط هستند، بیش از 5 هزار سال تخمین میزنند. |
ادامه مطلب
جشن ها و گردهمایی های ایرانی

|
|
|
زیارت پارس بانو
از مهر روز تا ورهرام روز از تیرماه برابر با 16 تا 20 تیر در گاهشماری ایرانی
نیایشگاه «پارس بانو»، «بانوی پارس» یا «پیربانو» در 120 کیلومتری شمال غربی یزد (54 کیلومتری اردکان)، در جنوب عقدا و درون درهای به نام «زرجو»(زرجوع) واقع شده است.
روستای زرجوع در مسیر یک درهی باریک قرار گرفته و کوههای اطراف آن پوشیده از درختان بادام و انجیرکوهی است.
بنای اصلی نیایشگاه که در کنار یک رودخانهی فصلی ساخته شده است، به صورت گنبدی از کاشی کاریهایی به رنگ سبز و با نماد «سرو» شکل گرفته است.
در دامنهی مجاور نیایشگاه، خیلههایی ساخته شده تا خانوادهها در زمان ویژهی زیارت پیر پارس بانو که به مدت 5 روز ادامه دارد، برای سکونت موقت از آنها استفاده کنند.
در باورهای مردم، این نیایشگاه جایگاه جان باختن و ناپدید گشتن شهبانوی پارس (دختر یزدگرد ساسانی) بنام «خاتون بانو» بوده است و شهبانو در خواب نابینایی نمایان شده و پس از شفای چشمان وی از او میخواهد تا بنای نیایشگاه را بنیان نهد.
مراسمی که در این نیایشگاه برپا میدارند همانند آیینهایی است که در مراسم نیایشگاههای دیگر به آنها اشاره شده است.
|
کوروش بزرگ به سال 550 پیش از میلاد دولت ایران هخامنشی را بنیاد نهاد و پاسارگاد را به عنوان نخستین پایتخت خود انتخاب کرد که دشتی بود پهناور و خرم که از رودی سیراب میشد. کوروش بزرگ پس از تاسیس یک حکومت بزرگ، شامل ممالک متمدن و نیرومند شرق نزدیک و میانه، و تامین حیثیت و افتخاری بزرگ برای خود و اعقاب خویش، در سال 520 پیش از میلاد پس از 70 سال عمر در کمال عزت و نیکنامی درگذشت. هردوت، مورخ یونانی نگار قرن چهارم قبل از میلاد مینویسد : «... کوروش فرمان داد تا سپاهیانش جز به روی جنگجویان شمشیر نکشند و هر سرباز دشمن که نیزهی خود را خم کند، او را نکشند؛ و لشکر کوروش فرمان او را اطاعت کردند به طوری که تودهی ملت مصایب جنگ را احساس نکردند . |
ادامه مطلب
گزارش مقدماتی از خوانش کتیبه ی نویافته در جزیره ی خارک
در چند روز گذشته، آقای حسن ظهوری- خبرنگار کوشای خبرگزاری میراث فرهنگی- چندین گزارش از چگونگی کشف کتیبه ای در جزیره ی خارک را منتشر کرد و همچنین از توقف عملیات راه سازی برای بررسی های بیشتر در منطقه خبر داد.
این گزارش کوتاه بر پایه ی عکس هایی که آقای ظهوری با لطف برای این نگارنده فرستاده، نوشته شده و جای گزارش های پژوهشگرانی را که در محل به بررسی آن خواهند پرداخت، نخواهد گرفت.
ادامه مطلب
شهری در استان اصفهان آرام گرفته بر ساحل زاینده رود ایران.
آدرس : ایران-استان اصفهان-شهرستان لنجان-بخش باغبادران حتما یه سری بزنید(قدمتون روی چشم!)
نخستین اطلاعیهی حقوق بشر در جهان

>>>برای خواندن کتیبه و ترجمه آن روی ادامه مطلب کلیک کنید<<<
ادامه مطلب
|
جدول نام روزهای هفته در ایران باستان و مقایسه ی آن با روزهای هفته ی اروپا و آمریکای امروز
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
تندیس آرش کمانگیر با هفت متر ارتفاع در مقابل کاخ موزه ی ملت مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد رونمایی شد. |
ادامه مطلب
شیر بی دم!!!
مردی قزوینی طبق رسم قزوینیها نزد دلاکی که خالکوبی هم میکرد رفت و گفت : «آمدهام تا نقش شیر را در پشت و شانهام خالکوبی نمایی طوری که کبودی آن پررنگ و خوشرنگ باشد.
دلیل اینکه در این میان عکس شیر را برگزیدهام به این خاطر است که نیرومند شوم و دشمنانم همانگونه که از شیر میترسند از من نیز هراس داشته باشند. چرا که خلق و خوی شیر دارم و میخواهم آن عکس نمایانگر خلق و خویم باشد :
طالعم شیر است نقش شیر زن جهد کن رنگ کبودی سیر زن
تا شود پشتم قوی در رزم و بزم با چنین شیر ژیان در عزم جزم
استاد دلاک مشغول کار شد. همین که سوزن بدست گرفت و به سوزن زدن در شانه قزوینی پرداخت، ناگهان پهلوان قزوینی ناله سرداد و گفت : «ای استاد از کجای شیر آغاز کردهای ؟»
استاد گفت : «از دم شیر شروع کردهام»
پهلوان قزوینی گفت : «من نمیتوانم درد این سوزن را تحمل کنم دم شیر را رها کن ! شیر بیدم را هم شیر میگویند !»
شیر بیدم باش گوای شیر ساز که دلم سستی گرفت از زخم گاز
استاد دم را رها کرد و عضو دیگر شیر را خالکوبی کرد. باز فریاد پهلوان قزوینی بلند شد که : «این نقطه کجای شیر است ؟»
استاد گفت : «اینجا گوش شیر است»
پهلوان نالید :
گفت تا گوشش نباشد ای حکیم گوش را بگذار و کوته کن گلیم
استاد خالکوب نقش گوش را رها کرد و نقطهی دیگر را گرفت و به خالکوبی پرداخت. باز مرد قزوینی تحمل درد سوزن را نکرد و فریاد زد :«اینجا کجای شیر است ؟»
استاد گفت : «اینجا نقش شکم شیر است»
مرد قزوینی گفت : «این نقطه را نیز رها کن شکم نمیخواهد»
استاد دلاک حیران شد و سوزن را بر زمین کوبید و گفت : «آیا به راستی هیچکس چنین شیری دیده است ؟!»
برزمین زد آن دم اوستاد گفت در عالم کی این را فتاد؟
شیر بی دم و سر و اشکم که دید؟ این چنین شیری خدا کی آفرید؟
چون نداری طاقت سوزن زدن از چنین شیر ژیان پس دم مزن
ای برادر صبر کن بر درد نیش تا رهی از نیش نفس گبر خویش
هر که مرد اندر تن او نفس گبر مر ورا فرمان برد خورشید و ابر
گر همی خواهی که بفروزی چو روز هستی همچون شب خود را بسوز
آری من و مایی را رها کن تا بتوانی تحمل سوز و درد کنی و شیر قدرتمند معنویت گردی.
بغداد
سردمداران کشورهای عربی باید به جای تغییر نام خلیج فارس فکری به حال بغداد بکنند !!!
بَغداد بزرگترین شهر عراق مرکز استان بغداد و پایتخت این کشور است که در وسط آن قرار دارد. این شهر را دومین شهر بزرگ جنوب غربی آسیا بعد از تهران دانستهاند.
ادامه مطلب
پادشاه ستمگر وزبان باز کردن کودک در آتش
سنت بد کز شه اول بزاد این شه دیگر قدم بر وی نهاد
هرکه او بنهاد ناخوش سنتی سوی او نفرین رود هر ساعتی
نیکوان رفتند و سنتها بماند وز لئیمان ظلم و لعنتها بماند
شاهی حق ستیز بتی نهاد و در کنارش خرمنی آتش، که هر کس بت را سجده کند برهد وگرنه به آتش افکنده شود. آن شاه در واقع بنده و بردهی نفس خود بود که مردم را به بندگی بت میکشید و اگر نمیپذیرفتند در آتش میافکند.
چون سزای این بت نفس، او نداند از بت نفسش ، بتی دیگر بزاد
مادر بتها بت نفس شماست زآنکه آن بت مار و این بت اژدهاست
بت شکن سهل باشد، نیک سهل سهل دیدن نفس را جهل است ، جهل
صورت نفس ار بجویی، ای پسر قصه ی دوزخ بخوان با هفت سر
هرنفس مکری و در هرمکر ازآن غرقه سد فرعون با فرعونیان
در خدای موسی و موسی گریز آب ایـمـان را ز فـرعـونی مریز
دست را اندر احد و احمد بزن ای بـرادر ، وارَه از بوجهل ِ تــن
در این میان مادری را با کودکش نزد بت آوردند و امر به سجده کردند، مادر نپذیرفت. کودکش را به زور از آغوشش ربودند و در آتش افکندند. مادر برای نجات فرزند خواست بت را سجده کند. کودک در آتش زبان باز کرد و فریاد زد :
ادامه مطلب
|
حرفش را به کرسی نشاند!!! هرگاه کسی در اثبات مقصود خویش پافشاری کند و سخنش را به دیگری یا دیگران تحمیل نماید مجازاً عبارت بالا را به کار می برند و می گویند :« بالاخره فلانی حرفش را به کرسی می نشاند » که باید دید واژه کرسی در این ضرب المثل چرا و به چه جهت به کار گرفته شده است . ریشه تاریخی ضرب المثل بالا را در جریان عروسیهای ایران در ازمنه و اعصار گذشته باید جستجو کرد . در حال حاضر فاصله عقد و عروسی به علل و جهات مالی یا تحصیلی دختر و پسر ازیک تا چند سال هم ممکن است ادامه پیدا کند و از طرف خانواده عروس و داماد ابراز مخالفت نشود زیرا پسر و دختر شرعاً وعرفاً بر یکدیگر حلال هستند و نزدیکی آنان تا به حد تصرف هم مانع قانونی نخواهد داشت ولی در زمانهای قدیم چنین نبود و رسوم و سنن معمول و متعارف ایجاب می کرد که بین بله بران تا عقد و عروسی اقلاً چند ماه فاصله باشد و در خلال این مدت دختر و پسر جز از طریق پنهانی و دور از چشم خانواده عروس با یکدیگر تماس و نزدیکی نداشته باشند . اما عقد و عروسی فاصله محسوسی نداشت و مدت آن از یک یا چند روز تجاوز نمی کرد . در عصر حاضرچون مبل و صندلی در خانه ها وجود دارد عروس را چه پس ازبرگزاری عقد و چه هنگام عروسی بر روی صندلی می نشاند تا کلیه بانوان و دوشیزگان محله یا آبادی او را تماشا کنند و اقارب و بستگان نقل و نبات و پول بر روی عروس بپاشند ولی در قرون و اعصار گذشته پس از آن که بین خانواده عروس و داماد راجع به مهریه و زروخرج توافق حاصل می شد و قباله عقد – عقدنامه – را می نوشتند در ظرف چند روز مراسم عروسی را تدارک می دیدند و عروس را بزک کرده بر کرسی می نشاندند و در معرض دید و تماشای همگان قرارمی دادند زیرا در قرون گذشته نه مبل وجود داشت و نه صندلی به شکل و هیئت فعلی ساخته و پرداخته می شد . کرسی بود و چهارپایه که البته مهتران و بزرگان بر کرسی جلوس می کردند و کهتران بر روی چهارپایه می نشستند . ازآنجا که عروس را هنگامی بر کرسی می نشانیدند که پیشنهادات پدر ومادر عروس مورد قبول خانواده داماد واقع می شود و به کرسی نشانیدن عروس دال بر تسلیم خانواده داماد در مقابل پیشنهادات خانواده عروس بود لذا از آن پس دامنه معنی و مفهوم به کرسی نشانیدن حرف گسترش پیدا کرد و مجازاً در مورد قبولانیدن هرگونه حرف و عقیده و پیشنهاد صحیح یا سقیم به کار رفت و رفته رفته به صورت ضرب المثل درآمد . |
|
داستان کسی که در خانه یارش را بکوفت عاشقی در خانه ی معشوق را زد تا وارد شود، معشوق پرسید : «کیست ؟» آن یکی آمد در ِ یاری بزد گفت یارش کیستی ای معتمد
|
پیامبران مدفون در ایران
مدفن شماری از ۱۲۴۰۰۰ پیامبری که مسلمانان بر مبعوث شدن آنها از سوی الله معتقدند، در ایران قرار دارد. در ایران این مکانهای جزو بیشمار مکانهای زیارتی به شمار میآیند.
ادامه مطلب
نوروز
![]()
هرمزد روز از فروردین ماه برابر با یکم فروردین در گاهشماری ایرانی
سر سال نو هرمز فرودین بر آسوده از رنج تن ، دل زکین
به جمشید بر گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند
نخستین روز از فروردین ماه برابر است با روز جشن بزرگ نوروز در اعتدال بهاری و آغاز فصل بهار.
نوروز و آغاز سال نو، مناسبتهای جداگانهای هستند که با یکدیگر همزمان شدهاند.
در سُغد باستان (و امروزه در میان ارمنیان) از نوروز با نام «نوسَرد»، «نَوَسَرد» و «نوسَرِد» یاد میشده است که به مانک «سال نو» میباشد.
ادامه مطلب
|
هدیه دوست یوسف (ع) به یوسف (ع) یکی از دوستان دوران کودکی یوسف به دیدن او آمد. نخست از خاطرات گذشته گفت و حسد برادران را نسبت بدو برشمرد. یوسف روبه دوستش کرد و گفت : عار نــَبوَد شیر را از سلسله نیست ما را قضای حق گله
|
|
هرگز از کف دست مو نمی روید! وقتی که کسی مورد تهدید قرار گیرد و بخواهد متقابلا جواب دندان شکنی به تهدید کننده بدهد تا طرف مقابل، او را آدمی عاجز و زبون تصور نکند غالبا کف دستش را به او نشان می دهد و عبارت مثلی بالا را بر زبان می آورد. در سال 56 و 57 قبل از میلاد مسیح ارد اشک سیزدهم به تخت سلطنت ایران نشست. ارد نخستین پادشاه ایران است که در زمان سلطنش دولت ایران مجبور شد با امپراطوری مقتدر روم دست و پنجه دلیرانه نرم کند. |
ادامه مطلب
|
(داستانی از تقلید کورکورانه)
| |
|
روستا مردی گاوی داشت که او را در طویله به آخور می بست. اتفاقا شیری در آن نواحی بود که به شکار حیوانات می پرداخت. در یکی از شب ها شیر به طویله آمده، گاو را کشته و خورده بود و در جایش نشسته بود. روستایی گاو در آخور ببست شیر گاوش خورد و در جایش نشستروستایی در تاریکی شب برای بررسی گاو خود به طویله رفت، در تاریکی به تصور این که گاو اوست دست به سر و تن شیر می مالید. شیر با خود می گفت : «اگر این مرد می دانست که من شیرم از ترس زهره اش آب می شد و می مرد.» این چنین گستاخ زان می خاردم کو در این شب گاو می پندارم |














