به نام یگانه دادگر هستی
دو قرن سکوت کتابی است نوشته عبدالحسین زرینکوب درباره سرگذشت ایران در دو سدهٔ نخست پس از سلطهٔ اعراب. نام کتاب به خفقان و سکوت حاکم بر ایران در آن دو قرن اشاره دارد.
|
|
|
«دو قرن سكوت»،تاريخ حوادث سياسی و اجتماعی ايران است در دو قرن اول اسلام. در آن دو قرنی كه از سقوط دولت ساسانیان تا روی كار آمدن دولت طاهريان بر ايران گذشت.
تاريخ اين دو قرن ايران را، پيش از اين نويسندگان و تاريخنويسان به اجمال و اختصار بيان كردند و فقط به ذكر اين مطلب اكتفا كردند كه در تمام مدت اين دو قرن، ايران در زير سلطه تازيان بود و چنان تحت استيلای اعراب قرار داشت كه مردم ايران حتی خط و زبان خود را فراموش كردند.
در صورتيكه كه اين دو قرن روزگار انقلابها و كشمكش های مهم بوده است. قيامهای بزرگ در طی آن پديد آمده است و حوادث مهم و شگرف بینظيری مانند جريانات ابومسلم و مقنع و بابك و مازيار و افشين در اين روزگار به صحنه حوادث تاريخ ايران پای نهاده است. عقايد و افكار تازه مانند آيين شيعه و زيديه و نهضتهای مهم مانند نهضت شعوبيه و سياه جامگان و سپيد جامگان و سرخ جامگان در اين روزگاران روی نموده است.
سرانجام بعد از گذشت بيست سال و پس از خاموشی دكتر عبدالحسين زرينكوب كتاب« دو قرن سكوت» از ليست سياه ممنوع الانتشار خارج شد و مجوز چاپ گرفت و به بازار كتاب عرضه شد. «دو قرن سكوت»پس از انقلاب يكبار بطور رسمی توسط انتشارات جاويدان منتشر شد كه هفته بعد از انتشار جمعآوری و خمير شد.
در ویرایش دوم این کتاب، دکتر زرینکوب با توجه به انتقادات ارائه شده به تصحیح بخشی از مطالب ویرایش اول میپردازد.او در مقدمهی ویرایش دوم، برخی از انتقادات ویرایش اول کتاب را ناشی از جوانی و تعصب خود در آن هنگام میداند.
استاد عبدالحسین زرین کوب در ۲۴ شهریور ۱۳۷۸ به علت بیماریهای قلب و چشم و پروستات در گذشت.
<<<روحش شاد و قرین رحمت خداوند باد>>>
روزی که امیر کبیر گریه کرد.
در زمان وزارت امیر کبیر به دستور وی و برای مبارزه با بیماری آبله مایه کوبی(واکسیناسیون)در ایران به صورت همگانی اجرا شد...
پس از گذشت چند روز از شروع مایه کوبی به امیر کبیر خبر دادند که مردم از مایه کوبی فرار می کنند!!! و حاضر به انجام آن نیستند که این خبر موجب شد تا امیر کبیر درصدد کشف علت آن برآید...
![]() |
خلاصه بعد از انجام تحقیقاتی که انجام داد متوجه شد که به دلیل نفوذ عقاید خرافی از طرف رمالها و به قول معروف دعانویسها در بین مردم و اینکه آنها در بین مردم شایعه کرده بودند که مایه کوبی موجب ورود ارواح شیطانی به کالبد انسان میشود مردم از مایه کوبی استقبال نمی کنند.
برای همین دستور داد که هر کس از مایه کوبی فرار کند و مایل به انجام آن نباشد باید پنج تومان به عنوان جریمه به دولت بپردازد. با این اندیشه امیر کبیر فکر می کرد مشکل فرار مردم از مایه کوبی همگانی را حل می کند...
ولی افسوس و صد افسوس که بیشتر مردم ناآگاه آن زمان ایران دادن پنج تومان جریمه را که در آن زمان پول زیادی به حساب می آمد به واکسیناسیون رایگان و مصونیت در برابر بیماری آبله که در آنزمان در سراسر دنیا شایع شده بود ترجیح می دادند!!!
و در آن هنگام بود که به گفته راویان تاریخ امیر کبیر از ناآگاهی و جهالت مردم و پایبندی آنها به عقاید خرافی که تا این حد توسط استعمار در بین مردمان آن زمان رواج یافته بود به گریه افتاد...
یک سوال...یک جواب!!!
روزی از حسنین هیکل ؛ فرزانه بزرگ نام مصری پرسیدند :
چرا شما مصریان با آن پیشینیه پر بار فرهنگی عرب زبان شدید ؟ شما که عرب نیستید ؛؛
گفت : برای اینکه ما فردوسی نداشتیم

اختراع پولاد توسط ایرانیان
اختراع پولاد در تاریخ صنعت عمومی جهان به نام ایرانیان و در روز سوم اکتبر سال ۶۰۰ بعد از میلاد ثبت شده که در آن روز ایرانیان توانستند به فن آوری تولید آهن آبدیده یا پولاد دست پیدا کنند.
از راست به چپ-شمیر شاه اسماعیل-دو شمشیر از شاه عباس-شمشیر شاه صفی-شمشیر شاه سلیمان-شمشیر شاه سلطان حسین
ایرانیان با دست یافتن به این فن آوری از آن در زمینه نظامیگری هم استفاده نمودند و با توجه به اینکه دریافته بودند که پولاد خاصیت ضربه پذیری یا به اصطلاح چکش خواری ندارد و در مقابل ضربات وارده تغییر شکل نمی دهد از آن شمشیرهای محکمی ساختند که آن خود موجب برتری ارتش ایران در جنگهای آن زمان شد وتا سالها بعد که این دانش بومی ایرانیان توسط خود ایرانیان با مهاجرت آنان یا به اسارت در آمدن برخی از آنها به سایر ملل راه یافت ایرانیان از نظر استحکام شمشیرها و ادوات جنگی در نبردها بی رقیب بودند.
این تصویر شمشیر جواهر نشان فتحعلی شاه قاجار است که در زمان او بیشترین قسمتهای خاک ایران جدا شد.

شاهان ایرانی هم هرکدام برای خود شمشیرهایی از جنس پولاد که به طور سفارشی ساخته می شد داشتند که از آن جمله میتوان به شمشیر های نادر شاه افشار و یا شمشیر قرا خراسانی به معنی سیاه خراسانی شاه عباس که در زمان فتحعلی شاه قاجار به عنوان هدیه به ناپلئون امپراطور فرانسه هدیه شد تا فرانسه در مورد شهر هرات که مورد درگیری ایران و انگلیس بود از ایران هواداری کند که اینطور نشد و آن شمشیر با ارزش و تاریخی که افتخارها برای ایران و ایرانیان آفریده بود به قول معروف مفت و مجانی به دست اجانب افتاد.
|
ترس روسیه وعثمانی از نادر شاه افشار
۲۱ ژانویه سال 1732دولت روسیه طبق یادداشتی که در رشت به نماینده دولت ایران تسلیم شد مفاد قرارداد سال 1724 خود با دولت عثمانی را که به امضای پتر یکم و سلطان عثمانی رسیده بود کان لم یکن و بلااثر اعلام داشت. طبق این قرارداد که با ظهور نادر و از ترس او لغو شد، دولتین روسیه و عثمانی با سوء استفاده از ضعف ایران به سبب جنگ داخلی (تصرف اصفهان به دست افغانها) توافق کرده بودند که سراسر غرب ایران از گرجستان تا خوزستان به عثمانی و نواحی ساحلی شمال ایران از حاجی طرخان تا استراباد به روسیه تعلق داشته باشد. پتر یکم تزار روسیه چند روز پس از امضای این قرار داد درگذشته بود. |
پرچم باستانی ایرانیان(درفش کاویان).
هخامنشیان و درفش
|
|
زنجیره شاهان آریایی بر امپراتوری ایران بزرگ فرمان راندند. سواران پیشاپیش می تاختند و سپس بار و بنه و سپس پیادگان می آمدند. کورش در پیش سواران میرفت. هر دسته از شپاه پرچمی داشت. پرچم کورش عبارت بود از پیکره شهابی (عقابی) با بالهای باز که بر روی نیزه ای بلند نصب کرده اند. نشان از این است که بر روی پارچه ای نقش نبسته است. شهباز نشان توانمندی و بلند پروازی و تیز بینی بوده و در بیشتر برگه ها و سنگ نبشته ها دیده میشود. درفش کاویان آنان آْنگونه که از برگه ها بر میاید مستطیل بوده که بر چهار سه گوشه تقسیم شده بود.
ساسانیان و درفش کاویان

درفش کاویانی، درفش کاویان، درفش کابیان، درفش کافیان، درفش کاوان، اختر کاویانی، علم فریدون، درفش معروف ایران از عهد قدیم تا پایان ساسانیان که به گفتهء مورخین هزار هزار (یک میلیون) سکهء طلا ارزش داشته است.
نخستین اشاره در تاریخ اساطیر ایران به وجود پرچم، به قیام کاوه آهنگر علیه ظلم و ستم آژی دهاگ (ضحاک) بر میگردد. در آن هنگام کاوه برای آن که مردم را علیه ضحاک بشوراند، پیش بند چرمی خود را بر سر چوبی کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شدند. سپس کاخ فرمانروای خونخوار را در هم کوبید و فریدون را بر تخت شاهی نشانید

فریدون نیز پس از آن فرمان داد تا پاره چرم پیش بند کاوه را با دیباهای زرد و سرخ و بنفش آراستند و دُر و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهی خواند و بدین سان درفش کاویان پدید آمد.
محمد بن جریر طبری در کتاب تاریخ خود به نام الامم یران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانهای ویژه بر روی آن وجود داشته باشد. درفش کاویان صرفاً افسانه نبوده و به استناد تاریخ تا پیش از حمله اعراب به ایران، بویژه در زمان ساسانیان و هخامنشیان پرچم ملی و نظامی ایران را درفش کاویان میگفتند.و الملوک مینویسد: درفش کاویان از پوست پلنگ درست شده، به درازای دوازده ارش که اگر هر ارش را که فاصله بین نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است ۶۰ سانتی متر به حساب آوریم، تقریباٌ پنج متر عرض و هفت متر طول میشود.
در نبردی که میان تازیان و ایرانیان در نزدیکی نهاوند رخ داد سپاه ایران شکست خورد و تازیان به درفش کاویان ساسانیان دست یافتند و به همراه فرش بهارستان نزد عمر فرزند خطاب بردند که از گوهر های بسیار پرچم شگفت زده شد و گنگ ماند سپس از علی ابن ابی طالب مشاور جنگیش کمک خواست علی نیز دستور داد فرش را تکه تکه کنند و پرچم را سوزانند و گهر های آنرا تقسیم کنند .
(به روایت اکثر کتب تاریخی، درفش کاویان زمان ساسانیان از پوست شیر یا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوری بر روی آن باشد. هر پادشاهی که به قدرت میرسید تعدادی جواهر بر آن میافزود. به هنگام حمله اعراب به ایران، در جنگی که در اطراف شهر نهاوند در گرفت درفش کاویان به دست آنان افتاد و چون آن را همراه با فرش مشهور «بهارستان» نزد عمر بن الخطاب خلیفه مسلمانان، بردند وی از بسیاری گوهرها، دُرها و جواهراتی که به درفش آویخته شده بود دچار شگفتی شد و به نوشته فضل الله حسینی قزوینی در کتاب المعجم: « امیر المومنین سپس بفرمود تا آن گوهرها را برداشتند).
الماس کوه نور
کوه نور زوج الماس معروف دریای نور است و هر دو از قدیمی ترین جواهرات شناخته شده جهان می باشند که توسط نادر شاه در جنگ با هند به دست آمده اند. کوه نور پس از مرگ نادرشاه توسط احمدشاه درانی به افغانستان منتقل و سپس به شاه شجاع رسید. پس از شکست شاه شجاع از سردار هندی ملقب به شیر پنجاب، الماس مزبور توسط سردار نامبرده به هند عودت شد و بعدها به دست کمپانی هند شرقی بریتانیا افتاد و از آن طریق به ملکه ویکتوریا هدیه شد و اکنون در تاج ملکه انگلستان نصب می باشد.
گارد جاویدان

معماری و نقش برجسته های تخت جمشید شاید منحصر به فردترین یادگارهای گذشته ایرانیان کهن هستند که طی سال های زیاد در دشت شهر پارسیان همچنان برجای مانده اند. نقش سربازان جاویدان تخت جمشید مشهورترین نقوش تخت جمشید هستند که در جاجای این مجموعه به ویژه پلکان شرقی به چشم می خورد. در یکی از دیواره های شرقی کاخ آپادانا دسته ای از این سربازان با آرایش کامل در کنار هم صف کشیده اند. اما این سربازان چه کسانی بودند.
ادامه مطلب
|
|
|
ایرانیان در گذشته به زیارت خانهی خدا در مکه میرفتند و بدور آن طواف می کردند.
چون هنگامی که ساسان نیای اردشیر بابکان به آنجا میرفته بر چاه اسماعیل نیز زمزمه میکرده است و ایرانیان دیگر نیز چنین میکرده اند، به همین سبب آن چاه را زمزم نامیدهاند.
مسعودی شعری را هم که در قدیمالزمان شاعری در این زمینه سروده است نقل میکند:
زمزمت الفرس علی زمزم
و ذاک فی سالفها الاقدام
مسعودی سپس میافزاید که: ایرانیان در گذشته اموال و جواهر هم به کعبه پیشکش میداده اند؛ و ساسان ابن بابک دو آهوی زرین و مقداری جواهر، چند شمشیر و طلای بسیار به کعبه هدیه کرده بود که آنها را در چاه زمزم دفن کرده بودند.
داریوش کبیردر کتیبه های بیستون چه می گوید ؟
داريوش در نبشته هاي خود، در اغاز به ستايش اهورامزدا،خداي يگانه که او به سويش رفته مي پردازد و سپس خود را مي نمايد و مي گويد که چه انجام داده و چگونه کسي بوده و پس از آن روش فرمانروايي خود را مي نمايد، گويي داريوش اين نبشته را براي روزگاري نوشته که همه چيز در ژرفاي فراموشي رفته و با اين نوشته مي خواهد بگويد که روزگاري در اين کشور بستوده، کسي همچون او فرمان مي رانده است:

ادامه مطلب
حمله مغول به ایران از دید دیگران.

ادوارد تلر در خاطراتش در مورد حمله چنگیزخان مغول به ایران دوره خوارزمشاهی می نویسد:
«یک نمونه مهم در تاریخ، جنگهای چنگیزخان مغول، و بویژه تخریب سرزمین
های پارسی است. بیش از نصف جمعیت سرزمین تسخیر شده نابود گردید، و
پارس، که همان ایران امروزیست، هرگز جلال و ابهت پیشین خود را دیگر باز
نیافت.»
حمله چنگیزخان مغول چنان دهشتناک و بیرحمانه بود که خیابانهای نیشابور «که مهد علم و دانش
و نوآوری آن زمان بود، تبدیل به جویبارهای خون گردید، و از سران مردان و زنان و کودکان
هرم هایی ساخته شد، و حتی به سگ ها و گربه های شهر نیز رحم نکردند.» از اینروست که
تاریخ نگار دیگری می نویسد:
«شکی نیست که نابودی و ویرانی که در حین خیزش دولت مغول در ایران
بوقوع پیوست، و قتل عام وسیعی که در آن زمان رخ داد، در هزار سال هم ترمیم
نخواهد گشت، حتی اگر فاجعه دیگری نیز بوقوع نپیوندد.»
شاید هزار سال به طول نیانجامید. اما در اواسط قرن بیستم بود که جمعیت نیشابور به سطح
دوران پیش از حمله مغول بازگشت.
|
کوروش بزرگ به سال 550 پیش از میلاد دولت ایران هخامنشی را بنیاد نهاد و پاسارگاد را به عنوان نخستین پایتخت خود انتخاب کرد که دشتی بود پهناور و خرم که از رودی سیراب میشد. کوروش بزرگ پس از تاسیس یک حکومت بزرگ، شامل ممالک متمدن و نیرومند شرق نزدیک و میانه، و تامین حیثیت و افتخاری بزرگ برای خود و اعقاب خویش، در سال 520 پیش از میلاد پس از 70 سال عمر در کمال عزت و نیکنامی درگذشت. هردوت، مورخ یونانی نگار قرن چهارم قبل از میلاد مینویسد : «... کوروش فرمان داد تا سپاهیانش جز به روی جنگجویان شمشیر نکشند و هر سرباز دشمن که نیزهی خود را خم کند، او را نکشند؛ و لشکر کوروش فرمان او را اطاعت کردند به طوری که تودهی ملت مصایب جنگ را احساس نکردند . |
ادامه مطلب
نخستین اطلاعیهی حقوق بشر در جهان

>>>برای خواندن کتیبه و ترجمه آن روی ادامه مطلب کلیک کنید<<<
ادامه مطلب
|
جدول نام روزهای هفته در ایران باستان و مقایسه ی آن با روزهای هفته ی اروپا و آمریکای امروز
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
بغداد
سردمداران کشورهای عربی باید به جای تغییر نام خلیج فارس فکری به حال بغداد بکنند !!!
بَغداد بزرگترین شهر عراق مرکز استان بغداد و پایتخت این کشور است که در وسط آن قرار دارد. این شهر را دومین شهر بزرگ جنوب غربی آسیا بعد از تهران دانستهاند.
ادامه مطلب
پرچم ایران
پرچم ایران، به رنگ
های سبز، سفید، و قرمز، درمیان این سه رنگ بسته به نوع حکومتهایی که بر ایران فرمانروایی کردهاند گاه شیر و خورشید - که قدمت بیشتری دارد - و گاه سفید (بدون نشان) قرار گرفتهاست، هم اکنون و بعد از انقلاب ۱۳۵۷ نشانی که بیانگر «الله» و شعار «لا اله الا الله» است به رنگ قرمز در میان پرچم و روی رنگ سفید قرار گرفتهاست، همچنین ۲۲ «اللهاکبر» به رنگ سفید و به نشانه پیروزی انقلاب در روز ۲۲ بهمن، در حاشیه پایین رنگ سبز و حاشیه بالای رنگ قرمز قرار گرفتهاست.
|
|
معنای رنگهای پرچم
- سبز - نشانه خرمی و دوستی
- سپید - صلح و دوستی (بر گرفته از نشانه زرتشتیان)
- سرخ - نشان خون از دست رفتگان در راه ایران (شهیدان)
این سه رنگ از دیر باز در نمادهای ایرانی بکار میرفتهاند. برای نمونه در نگارههایی که از کاخهای شوش بدست آمدهاست این سه رنگ را با این ترتیب میتوان دید.
ادامه مطلب










