به نام خدا
متنی که در این مطلب گذاشتم مقاله ای است از روزنامه اعتماد ملی که با یک قلم قوی و یک حس روشنگری فوق العاده توسط خانم فرزانه روستایی نوشته شده که وجدان بیدار هر ایرانی آگاهی را خراش می دهد.
شش هفته پيش که آن دانشجوي دانشکده فني دانشگاه تهران پاي صندوق راي مي رفت تا از راي او حماسه 40 ميليوني درست کنند حتي تصورش را نمي کرد سه هفته بعد در 18 تير دستگير و ده دوازده روز بعد جواز دفن او به علت حادثه يي در سر يا مننژيت صادر شود و در فرم مربوطه، محل مرگ او لاک گرفته شود. سي مسافر ايراني هواپيماي ايليوشين پرواز تهران - مشهد نيز که بي ترديد جزيي از آن حماسه چهل ميليوني بودند، هيچ گاه تصور نمي کردند هواپيمايشان با مديريت فاجعه بار سازمان هواپيمايي کشوري هنگام فرود دچار حادثه شود ولي هيچ مقام رسمي اعم از وزارت راه يا هواپيمايي کشوري پاسخگوي کشته شدن اين همه ايراني بي پناه نباشد.
140 مسافر ايراني هواپيماي توپولف مسير تهران - ارمنستان نيز که حتي اينقدر خوش شانس نبودند تا جنازه يي از آنان باقي بماند، هرگز تصور نمي کردند 30روز پس از آنکه شرکت شان در انتخابات حماسه 40 ميليوني ناميده شد، ايراني بودن شان چنان کم اهميت و بي مقدار و خوار و خفيف باشد که ظرف يک هفته فاجعه کشته شدن شان يکجا به فراموشي سپرده شود و هيچ مقام مسوولي براي پاسخگويي به هيچ جايي فراخوانده نشود، و استعفا ندهد و حتي همچون ارمنستان که براي 20 هموطن کشته شده خود اعلام عزا کرد، براي آنان عزاي عمومي اعلام نشود. اکنون که کشته شدن فوج فوج شهروندان براي هيچ نهاد، اداره، سازمان، وزارتخانه و مقامي، مسووليتي به بار نمي آورد جا دارد پرسيده شود؛ چگونه است که براساس مصلحت در آستانه يک انتخابات پرماجرا مردم اين مرز و بوم، شهروندان قهرمان و دلاور و شهيدپرور خوانده مي شوند و راي و شناسنامه آنان حماسه 40 ميليوني مي آفريند و اراده سياسي آنان، تاييد تفسير خاصي از حکومت و حاکميت و انکار مخالفان مورد ارزيابي قرار مي گيرد. اما همين شهروندان وقتي به هر علت به اسارت نهادهاي رسمي و غيررسمي درمي آيند، به يکباره يا همچون بازداشتي هاي اخير اوباش، يا همچون مسافران دو سانحه هوايي اخير «هيچ کس» محسوب مي شوند.
به نا م یگانه هستی بخش
با سلام بر دوستان عزیزم در این دنیای مجازی مشغول جستجو بودم که تصاویری را مربوط به جنگ هشت ساله ایران و عراق دیدم،تصاویری که سراسر درد و مصیبتند و دلها را غرق در اندوه می کند.
جوانان ایران زمین که به خاطر پایبندی به عقیده و استواری نظرشان به جبهه ها رفتند و اینگونه حماسه ای آفریدند تا افسانه شوند...
|
|
|
|
|
|
آری جوانانی که به سوی کمال می رفتند و معرفت و خود شناسی را و رهایی از ریا و زرق وبرق دنیا را در عمل به کلام رهبرشان یافتند...
ولی بعد از دوران این جانفشانی ها و سادگیها اکنون چه چیزی باقی مانده؟...آیا چیزی به غیر از فریب و خیانت؟
|
|
|
|
|
|
فریب: مانند دروغگویی رییس جمهور منتخب در جایگاه تجمع ملتهای جهان،مانند مدرک تحصیلی وزیر کشورمان،مانند پول نفت بر سر سفره هایمان و خیلی مانندهای دیگر.
خیانت: مانند سهمی که از دریای خزر برایمان مانده،مانند قطع برق مردم برای مجاب کردن مردم به داشتن انرژی هسته ای،مانند لایحه حمایت از خانواده،مانند کسری چندین میلیاردی صندوق ذخیره ارضی کشور و خیلی مانندهای دیگر.
به یاد بیاوریم جمع کردن سنگهای کوچه و خیابان بدست اماممان علی(ع) و یا داستان زن بیوه ای که که شوهرش از سربازان امام علی(ع) بود که در جنگی کشته شده بود و لقمه گذاشتن امام بر دهان اطفال آن زن و نزدیک کردن چهره نازنینش به آتش.
آری مسئولان شما مسئولید، اگر حتی شخصی در کوچه ای پایش روی سنگی پیچید و درد گرفت.به خدا شما مسئولید برای آن،حال مسئولیت فریبها و خیانتهایتان که دردشان جانکاه تر است بماند.
به نام نامی حق
چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.
جراید:
کمک سه میلیاردی شهرداری تهران به لبنان.

سلام بر دوستان راستین...
امروز در صفحات اینترنت عکسهایی دیدم مربوط به کودکان دبستانی که در حادثه آتش سوزی کلاس درسشان به علت نداشتن وسایل گرماساز مناسب دچار سوختگی شده بودند.
واقعا جای تاسف دارد...

ما که در یک کشور آفریقایی فقیر زندگی نمی کنیم یا در حال جنگ نیستیم که کودکان معصوم ما باید اینگونه در فصل سرد سال خود را گرم کنند!!!
امروز ما دو میلیون بشکه نفت در روز تولید می کنیم که قیمت هر بشکه نفت ایران در بازار جهانی صدوهفده دلار است که اگر مبلغ بدست آمده از آن را در یک ماه بر هفتاد میلیون ایرانی تقسیم کنیم سهم هرکداممان از نفت ماهیانه یکصد هزار تومان می شود.حال وجوه بدست آمده از صنایع دیگر و صادرات مواد دیگر از سنگهای معدنی گرفته تا آب و خاک را هم بی خیال.
اکنون من و هزاران نفر دیگر مثل من یک سوال دارند که با وجود این درآمدها چرا باید در کشور ما به وضع سلامتی این کودکان وهزاران کودک دیگر در سراسر مملکت اسلامیمان بی اعتنایی شود؟

همین چند روز پیش بود هم که نماینده مردم کرمان از وجود روستایی در استان کرمان خبر داد که مردم آن هنوز غارنشین هستند و تا به حال از اطراف روستای خود خارج نشده اند و خودرویی تا به حال ندیده اند.
اکنون دلنوشته های من را در بالا بگذارید کنار خبری که اعلام می کرد شهرداری تهران یک کمک سه میلیارد تومانی به لبنان کرده!!!
یا اینکه بگذارید کنار کمکهای ایران به بازسازی افغانستان که برادران افغانی هم به خوبی قدردان کمکهای ما شده اند.این برادران نجیب!!! ما در داخل کشورشان دارند نام استانهایی را که فارسی است به نامهای پشتو تعویض می کنند و با اعتراضهای مداوم خود ما را دایما متهم به مداخله در امور داخلی کشورشان می کنند.حال از ورود اجناس ناب مخدره به کشورمان از طریق مرزهای دایما تحت کنترل توسط نیروهای آبی و خاکی و هوایی و زیر خاکی و بالا هوایی و نیمه آبی و غیره بگذریم.
در داخل کشورمان هم این برادران نجیب همانطور که می دانید هر موقع دلشان خواست می آیند و هر موقع دلشان خواست نمی روند و حدودا از هر سه جرمی که در مملکت ما اتفاق می افتد یکی آز آن را این برادران نجیب انجام می دهند(تقریبا).
در پایان این را بگویم که کمک سه میلیاردی شهرداری تهران(آقای قالیباف) تنها بخشی از کمکهای ما به کشورهای دوست و برادر می باشد.این کمکهای فاش شده در مقابل کمکهای مخفی به حزب الله لبنان و مقتدی صدر در عراق و جنبشهای برادران دیگرمان در کشورهای دیگر رقم قابل گذشتی است.

برق نگاه معصومشان با قابهای چوبی در دست که در آن چهرههایی متفاوت از تصویر فعلیاشان را نشان میداد، آتش به دل هر انسانی میزند.
عمق نگاه نافذشان شرمسارمتان می کند که چرا نباید یک بخاری استاندارد در کلاسشان میبود، و انگشتهای ذوب شده نرگس در کنار کتاب فارسی کلاس سوم ما را ناخودآگاه به یاد حسنک کجایی، تصمیم کبری، روباه و خروس و دهها درس خاطرهانگیز دیگر این دوره انداخت.
نمیدانیم وقتی به درس پترس فداکار میرسند، چه تصویری از انگشت پترس در ذهنشان شکل خواهد گرفت و حتی نمیدانیم آیا به خاطر گرمی مشعل دهقان فداکار، او را دوست میدارند.
بچههایی که صورتهای رنگ و رو رفته شان حکایت از جیب خالی والدینشان برای هزینههای سرسامآور درمان دارد و نمیدانیم چرا تا به امروز گرههای چروک چهرههایشان که قرار بود ترمیم شوند، هنوز باز نشده است.
این کودکان ساکن روستای درودزن مرودشت از توابع شیراز و استان فارس هستند.
فروش کلید کعبه در حراجی ساتبیز لندن
|
|
به گزارش رسانه های خبری ،در اين حراج اين کليد را يک فرد ناشناس خريد.
برخي از مسئولان اين حراج گفتند: اين مبلغ يک رکورد به حساب مي آيد.
اين کليد از فولاد ساخته شده است و به طول سي و هفت سانتيمتر است و بر آن حک شده " اين کليد براي کعبه ساخته شده است".
راز شمشیرهای ایرانی در آلمان گشوده شد
|
|
|
مؤسسه بین المللی شمشیر آلمان پس از سال ها پژوهش، موفق شد تركیب آلیاژی را كه در ساخت شمشیرهای جوهردار ایرانی به كار می رفت، رمزگشایی كند. شمشیرهای جوهردار، گونه ای از انواع شمشیرهای ایرانی هستند كه فلز مورد نیاز تیغه آنها از زمان های بسیار دور توسط شیمیدانهای زبردست ایرانی ساخته می شد و در اختیار آهنگران و فلزكاران ایرانی قرار می گرفت. منوچهر مشتاق، كارشناس ایرانی مؤسسه بین المللی شمشیر، دستیابی به راز ساخت شمشیرهای جوهردار ایرانی را حاصل پژوهشی بلند مدت در این زمینه می داند و می گوید:"شیمیدان های ایرانی و هندی تعدادی بوته چینی را با آهن زنگ زده می انباشتند، آن را با چدن تركیب می كردند، عنصر كربن و عصاره یك سری گیاهان كوهی را به آن می افزودند. بوته های آماده شده را داخل كوره های زیرزمینی مملو از زغال می گذاشتند و روی كوره را با درپوشی آهنی می بستند. برای جلوگیری از ورود و خروج هوا به درون كوره، اطراف درپوش آهنی با گل مسدود می شد.
بوته ها 48 تا 72 ساعت در كوره می ماند و كیمیاگران با گوش سپردن به صدای قل قل مایع تركیبی داخل بوته ها، زمان باز كردن كوره را مشخص می كردند. پس از اولین گشایش در كوره مقدار مشخصی نقره به هر ظرف اضافه می شد و بوته ها مجدداً داخل كوره قرار می گرفت. كیمیاگران 12 الی 24 ساعت بعد به سراغ ظرف ها می رفتند. با سپری شدن 4 تا 5 روز بوته ها به آرامی خنك می شد؛ زیرا سرد شدن یكباره آنها به ایجاد ترك در فولاد به دست آمده می انجامید. در نهایت آهنگران اصفهانی بوته ها را می شكافتند، مرغوبیت آنها را با زاج آزمایش می كردند و پس از اطمینان، آلیاژ موجود در هر بوته به یك شمشیر بدل می شد." نمونه هایی از شمشیرهای جوهردار در موزه های كشور از جمله موزه نظامی، موزه صاحبقرانیه و كاخ گلستان نگهداری می شود. شمشیر منتسب به شاه عباس كه در كاخ صاحبقرانیه وجود دارد یكی از انواع شمشیرهای جوهر دار است.
فيلم 50 ميليون پوندي، كوروش، توسط شركت جديدالتاسيس چاياها توليد ميشود.
تهيهكنندگان اين فيلم اميدوارند كه اين فيلم بتواند پيامهاي هاليوودي در مورد صلح و نيكخواهي را در سرتاسر جهان بگستراند. فيلمنامه اين فيلم براساس زندگي استثنايي كوروش كبير نگاشته شده است. كوروش كبير كه بين سالهاي 529 تا 580 پيش از ميلاد ميزيسته است كه بنيانگذار سلسله هخامنشي در امپراتوري ايران است.
ادامه مطلب
|
دومین کتیبه صخرهای به خط هندسی ایرانی، کشف شد
دومین کتیبه ی صخرهای ایرانی با قدمت بیش از 5 هزار سال به خط هندسی در«تپه كفترلو»ی شهریار كشف شد. این کتیبه پس از کتیبه «کن چرمی» که سال گذشته در شمال کردستان به دست آمده بود، دومین کتیبه ی صخرهای ایرانی به خط هندسی است که کارشناسان قدمت آن را بر اساس مهرهای گلی شوش و کتیبههای جیرفت که دارای همین خط هستند، بیش از 5 هزار سال تخمین میزنند. |
ادامه مطلب
گزارش مقدماتی از خوانش کتیبه ی نویافته در جزیره ی خارک
در چند روز گذشته، آقای حسن ظهوری- خبرنگار کوشای خبرگزاری میراث فرهنگی- چندین گزارش از چگونگی کشف کتیبه ای در جزیره ی خارک را منتشر کرد و همچنین از توقف عملیات راه سازی برای بررسی های بیشتر در منطقه خبر داد.
این گزارش کوتاه بر پایه ی عکس هایی که آقای ظهوری با لطف برای این نگارنده فرستاده، نوشته شده و جای گزارش های پژوهشگرانی را که در محل به بررسی آن خواهند پرداخت، نخواهد گرفت.
ادامه مطلب
|
تندیس آرش کمانگیر با هفت متر ارتفاع در مقابل کاخ موزه ی ملت مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد رونمایی شد. |
ادامه مطلب













