به نام خدا
بالاخره بعد از مدتی که از اکران فیلم سینمایی اخراجی ها ۲ گذشت ما هم امکان زیارت این شاهکار آقای دهنمکی را پیدا کردیم.
نکته جالبی که در نظر اول توجه من را به خودش جلب کرد شلوغی صف بلیط بود، با اینکه یکماهی از اکران این فیلم در سینماها میگذره این ترافیک در صفوف واقعا در کمتر فیلمی دیده میشه.
حدود ۴۵ دقیقه در صف بودیم که صاحب بلیط شدیم.به محض ورود به سالن و نشستن روی صندلی یکی از اطفال که درست پشت مخ بنده بودند شروع به گریه کردند و امواج ساطع شده از حنجره این طفل که واقعا صداش به هیکلش نمی خورد به مغز سر ما برخورد مینمود ولی با این حال سعی کردم فکرم را روی ژرده سینما متمرکز کنم.
فیلم شروع شد و سروده ای روی ژرده نقش بست:
فیلم یعنی رنگ ظلمت روی بوم
سعی در تشویش اذهان عموم
بحث ما البته دوغ و ماست نیست
قصه این فیلم گرچه راست نیست
در زمانی دورتر از مادها
در نزاعی سخت با جلادها
عده ای رفتند حج حاجی شدند
عده ای ماندند و اخراجی شدند
باید اعتراف کنم سروده زیبایی بود و برای من خاطره انگیز خواهد بود.
به محض نمایش اولین سکانسهای فیلم و به توپ بستن بیمارستان صحرایی مجروحان توسط تانکهای عراقی صدای نعره های کوچولوی ژشت سر ما هم خوشبختانه قطع شد.
خلاصه فیلم تقریبا یه آش ترش و شیرین بود یه سکانس خنده دار و طنز و پشت سرش یه سکانس حزن انگیز، اما در کل جالب بود و ۱۵۰۰ تومان ژول بلیطمان را به آقای دهنمکی حلال کردیم و از سینما بیرون اومدیو.
در پایان هم باید به آقای ده نمکی تبریک بگم به خاطر استعدادشون و به خاطر شناخت احتیاج زندگی امروز ما ایرانیها یعنی شادی و خنده در ضمن من کاری به شایعات دست داشتن ایشون در سرکوبی دانشجویان در ماجرای کوی دانشگاه و غیره ندارم فقط از نظر استعدادی که ایشون در کسب بازار برای فیلم و تولید فیلمهایی که اکثر ایرانیها را برای دیدنش تحریک می کند،تحسین کردم.

